ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

15

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

وى او را گرامى داشت و در خانهء خويش فرودش آورد . و جلال الدوله برادرش از بصره پول و پوشاك برايش فرستاد و بوى پيشنهاد كرد نزد او برود ، نپذيرفت و ميان او و سلطان الدوله رسولان رفت و آمد كردند و سرانجام دوباره كرمان به او واگذار شد و بنابر مرسوم خلعت براى او فرستادند ، و اموال بوى دادند و به كرمان برگشت . بيان كشتار شيعيان در افريقيه در محرم اين سال در سراسر بلاد افريقيه شيعى مذهبان را كشتند ( ظن غالب اين است كه شيعيان اسماعيلى مذهب و پيرو علويان يا فاطميان بودند نه شيعى مذهبان اثناء عشرى م . ) سبب آن قتل عام اين بود كه روزى المعز بن باديس در قيروان سوار بر مركب ميگذشت و مردم به او سلام و دعا ميكردند . بگروهى رسيد و دربارهء آنها پرسيد ، به او گفتند « اينان رافضى هستند و ابا بكر و عمر را دشنام ( سب ) ميدهند . المعز گفت : خدا از ابى بكر و عمر راضى باد » و از آنجا عبور كرد و گذشت . و مردم عامه بيدرنگ به « درب المقلى » ى قيروان رفتند و آنجا مكانى بود كه شيعيان در آنجا اجتماع ميكردند و جمعى از آنان را كشتند . و اين كار منشأ از شهوت سپاهيان و اتباع آنها ، و بطمع نهب و غارت ميگرفت . و در اثر آن دست عامهء مردم در كشتار شيعيان گشاده گرديد . و عامل قيروان عامه را تحريض و تشويق بدان كشتار مينمود . انگيزهء عامل قيروان هم در اين امر اين بود كه وى امور شهر را اصلاح كرده بود كه آگاهى يافت باينكه المعز بن باديس ميخواهد او را بر كنار سازد ، پس او خواست فتنه و فسادى بر پا دارد و گروه بسيارى از شيعى مذهبان كشته و به آتش سوزانده شدند و ديار آنها مورد نهب و غارت قرار گرفت و در سراسر افريقيه كشتار شيعيان صورت گرفت ، گروهى از آنان گرد هم جمع آمده و در قصر المنصور نزديك قيروان متحصن شدند . عامه آنها را محاصره كرده در فشار گذاشتند ، گرسنگى بر محصورين چيره گرديد و پذيرفتند كه از آنجا بيرون بيايند . و بيرون آمده و آنها را ميكشتند و تا